سلطان محمد ميرزا قاجار

326

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

سنگ سفيد است . سنگ مرمر بسيار بزرگى بر سر قبر او راست نصب كرده‌اند . در سمت شرقى شهر بقعه‌اى است [ كه ] مدفن يكى از عرفا موسوم به خواجه عبد الله مصرى است . مالان در دو ساعتى شهر به‌طرف مشرق بر رود هرات پلى است موسوم به پل مالان . « 11 » پل بزرگ بسيار خوبى است . حال قدرى خراب است . يك ساعت دور از رود به‌طرف پل مالان در دامنهء كوه ، آخر باغات هرات باغ بسيار خوبى است موسوم [ به ] روضه باغ . مدفن سلاطين افغان در آن باغ است . در كوهستان اين ولايت معدن سنگ مرمر بسيار خوبى است . از اقسام مرمرهايى كه ديده‌ام اين سنگ بهتر است . ماهيى كه از اين‌رود مىگيرند پر بزرگ نيست ولى خوب است . كبك ، تيهو ، قرقاول ، آهو ، شكار كوهى [ و ] خوك در اين ولايت بسيار است . اگر اين ولايت در دست [ 214 ب ] دولتى بود مقتدر كه مردمش آسوده بودند و در خيال آبادى ، مىتوانم گفت ولايتى جامعتر از هرات در اكثر از عالم نبود . دريغ كه از جهت ناامنى و بىحسابى روى آبادى نمىبيند . حركت به سوى طهران پس از چندى توقف از ارض اقدس مشهد مقدس در اواخر شهر صفر 1284 [ ه . ق ] حركت كرده ، اواسط ربيع الثانى به دار الخلا [ فهء ] طهران رسيديم . بعد از ورود به زاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم ، معلوم شد كه بليهء و با در همهء طهران از داخل و خارج شدتى دارد . توقف در آنجا را دور از عقل ديده ، عازم قزوين شدم . چون از راهى كه متعارف آمدوشد به قزوين است به ملاحظهء ناخوشى نيامده ، از راه پايين آمديم ، تفصيل راه را نمىنويسم .

--> ( 11 ) . « در دو فرسخى جنوب هرات يعنى به فاصلهء نصف روز راه ، شهر مالن ( به فتح يا كسر لام ) واقع بود كه تصور مىشود آن سوى پل بزرگى كه روى هرى رود بسته بودند قرار داشته و آن پل به نام شهر خوانده مىشده است . ياقوت آن را ديده و اسم آن را به صورت مالين ضبط كرده ولى گويد مردم آن را مالان گويند » . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 436 ) .